سروش، سنتوری، سکه بهار آزادی و سازمان ملل، چهار سینی هستند که تا پیش از رسیدن سال نو از مهم ترین مسائل این مُلک به شمار می روند. خدا می داند که در روزهای آخر سال اهمیت خبری با کدام این سه سوژه خواهد بود، اما به گمان من تلاطمی که این چهار سین بر هم زده اند، کمی پر معناست.

عبدالکریم سروش بی مدعا نظریه ای را در آوردگاهی نامناسب چون رسانه ای غیر علمی درمی افکند، سنتوری با ادعای پرداختن به مسئله ای اجتماعی خود مسئله ای اجتماعی می شود، سازمان ملل برای بازداشتن ایران از دست یافتن به سلاح هسته ای، غزه و اسرائیل را به خود وامی نهد و سکه بی هیچ ادعایی از بالای نجابت ملت هم بالاتر می رود تا دولت به آینده ای خوش و روشن وعده شان دهد.

سخنان و نظریات عبدالکریم سروش را پیش تر از آن که در «مدرسه» ها بنویسند و بگویند و بخوانند، به دیوار خرابه مستانِ بد مست می کوبند تا کمی هیاهو برانگیزند و همین.

سنتوری که به گمان من کارگردان آن کوشیده تا به ما بفهماند فیلم بد ساختن هم هنر می خواهد، با همه مسائل پبرامونش، گفتمانی برای کوچه بازار فراهم می کند در رثای همه چیز و هیچ چیز این ملت.

سازمان ملل بی هیج انگیزه ای داغ این ملت را تازه می کند؛ ملتی که نمی دانند چرا رئیس جمهورشان این اندازه آنان را به خوشی گسترده در گستره سفره فقیرانه شان فرامی خواند.

سکه های باهاری هم از ابرهای آذاری به دشواری قرو می بارند تا نازشان بیشتر بیرزد و این ملت دم عیدی کمتر عیدی دهند.

/ 5 نظر / 6 بازدید
علی مهاجر

گاهی توی همین وبلاگ میام سراغت و نوشته هات را می خونم. هر جا هستی امیدوارم شاد و خرم باشی.

علی مهاجر

آقا رضای عزیز سلام امشب دارم سری به آرشیو وبلاگم می‌زنم و با حسی ناستالوژیک گذشته‌ها را مرور می‌کنم. به یکی از کامنت‌های قدیمی رسیدم که تو برایم گذاشته بودی سری به وبلاگت زدم. وبلاگ تو حدود شش ماه از وبلاگ من بزرگتر است ولی مثل اینکه تو نسبت به این وبلاگ مقداری کم لطفی. لینک وبلاگ من را برداشتی عیبی ندارد. تصویر یک خانه قدیمی و کاهگلی با در چوبی را آن بالا گذاشته‌ای و خودت مقابلش ایستاده‌ای گو اینکه می‌خواهی بروی داخل، یعنی اینکه این خانه قدیمی و کلنگی شده بازهم عیبی ندارد. ده پدر آمرزیده چرا اینقدر دیر به دیر آپ دیتش می‌کنی؟ تو که بلاگر فعالی بودی. خلاصه اینکه دل ما گاهی برایت تنگ می‌شود بعد خریت این دلمان را تقبیح می‌کنیم. دل است دیگر گاهی خر می‌شود کاریش نمی شود کرد.

یک نفرطلبه

ما سکه می خوایم یالا ! سروش!تورو تنها می خواییم یالا!