خانه وبلاگ
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
رضا
آرشیو وبلاگ
تیر ۸۸
اسفند ۸٦
اردیبهشت ۸٦
آذر ۸٥
آبان ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
اسفند ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
تیر ۸٤
اردیبهشت ۸٤
بهمن ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
اردیبهشت ۸٢
فروردین ۸٢
اسفند ۸۱
بهمن ۸۱
دی ۸۱
لینک دوستان
سفینه
خوابگرد
از زبان ديگران
آدم و حوا
خيزران
خبرگزاری آينده روشن
وب گردی
نوشتن همين و تمام
سايه
وبلاگ فارسی
پرشين وبلاگ
قالب هاي وبلاگ
جامعه مجازی
ماكرومديا ایکس
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان
اخبار ایران
نامم را
بر گردونه نامت قرعه می کشم
وبه دنبال گمگشته حرفی از حروف نامم
در مرتع خيالت
گريه می کنم
هنوز آهوی هست
ميان انبوه زلفت پريش
که از بوی گس تنم
کرده است کمين؟
وهنوز صياد من است
با هزار ترفند غريب
ونک نمازی سوی کجا؟
کعبه
از چشمان تو مشکی تر نيست!
آه هم
راز تپش ناک تری است
زير آن اهرام برافراشته سينه تو
که به گمانم می لرزند
وقت نماز شب پنهانی تو.
وامانده ترين ماهی سرخ نوروزی
راستی
بر خطوط کف نيلی دستان تو
پيداست هنوز؟
پيام هاي ديگران () link پنجشنبه ٥ آذر ،۱۳۸۳ - رضا
آغاز خواهم شد
ازتوفان خنده ات
بر سماجت جمع ناشدنی چروک پيراهنم
که صدمين بار هم
گرمای آهنين اتو را
باور نکرد.
بگذار بگويم که عطر پيراهنم
ته مانده بوی سيگاری است که
غروب
آن پيغمبر يک لا قبا
ـ که همه روزنامه ها
به غلط نوشتند که او موسی است
بی آن که يد بيضايی نشانشان دهد ـ
بر بدنم دميد
تا زنده شوم
ومن سهمم از عيسی
همين بود که
پيرهنی چروک پوشم و
ديار بمانم.
اکنون بخند!
پيام هاي ديگران () link دوشنبه ٢ آذر ،۱۳۸۳ - رضا